باس نوشت 2

آخرین خاطره:

 

 اول گفتم آخریش رو بگم تا یادم نرفته، بعدا اولی ها رو هر وقت یادم آمد خواهم گفت...

 دو سه روز پیش که داشتم از بازار بر میگشتم ... با یه بغل کتاب ( پرنده خارزار/ یک روز قشنگ بارانی/ تکامل فلسفی من : راسل/ جوان خام : داسایفسکی/دین و معرفت: ترجمه چندتا مقاله/گزیده اشعار استاد محمدرضا شفیعی کدکندی/ چند مجموعه شعر حسین پناهی/ من زن انگلیسی بوده ام/ انسان مسئله گون: گابریل مارسل و... )

 نشستم رو صندلی ... در اولین فرصت گوشیم رو در اوردم و خواستم به دوستم گزارش بدم که چیا خریدم و دارم بر میگردم خوابگاه، که یک پیر مرد با دیدن گوشی موبایل بلند بلند شروع کرد به گفتن : لااله الاالله ... آنهم با صدای بلند، تقریبا خواهران محترمه هم آخر اتوبوس می شنیدند... یه سری از مسافرها هم زیر چشمی شروع کردن به ورنداز کردن من...

 یه مقدار احساس کردم تعادل نداره ... آخه تایپ کردن یه سری کلمه چه ربطی میتونه به این ذکر داشته باشه... نمی دونم چه ذهنیتی نسبت به موبایل داشت ... شاید خیال می کرد مثل ویدئو و اینترنت و ماهواره و... موبایل هم فقط به درد خلاف کردن میخوره ... چی بگم ... شاید اگه مثل یک انسان معمولی می آمد و با زبان فارسی معمولی، می خواست منو امر به معروف کنه، من هم می تونستم کار با موبایل رو براش تو ضیح بدم، ولی خب نیومد و نگفت و نشد...

 خلاصه اون نشاطی که بابت خرید کتاب برام حاصل شده بود ، از کف رفت و با حال گرفته رفتم خوابگاه...

به دوستم تو اتوبوس مسیج فرستادم که:

خسته اما با لبخند به خانه برمیگردیم ...

ولی الان باید بهش بگم :

خسته والبته بدون لبخند به خوابگاه برگشتم.

/ 1 نظر / 8 بازدید
پانيذ جون

بزرگترين سايت پيش بيني مسابقات ورزشي همراه با جوايز ميليوني بدون قرعه کشي پرداخت جوايز از طريق بانک هاي عضو شتاب انجام مي شود لطفا هنگام ثبت نام در محل نام معرف بنويسيد Paniz joon www.pwinner.com barandeye parsi bozorgtarin site pish bini mosabeghate varzeshi hamrah ba javayeze milioonibedoone ghore keshi javayez az tarighe tamamiye bankhaye ozve shetab pardakht migardad. lotfan dar hengam sabte nam dar mahale name moaref benevisid paniz joon