بر ساحل خلیج فارس


یک - کران تا کران

دستانم را
به وسعتِ بی کرانیِ دلتنگیم می گشایم
اندیشناک از هم دریدن دگمه هایِ این لباس امانی مباش
امروز، روزِ توست،
برهنه شو تمام بودنت را.
.


دو - رهایی

از "تو" می شود رفت به آتلانتیک
قدم گذاشت به سرزمین چشم بادُمی ها
حتی می شود به زیارت دندانهای کوسه ها رفت
...
منی که در "خود" رهایم
را چه میلی به دروازه یِ آبهایِ آزاد.
.


سه - یکی از چشم هایم را هم می بندم

بازیِ ساده ای است
ولی تو تمام مهارت ات را به کار بگیر
خوب ! از حالا شروع شد

راستی!
ببینم این بازی چشم بازی را دوست داری؟

:))
نه قبول نیست
موج زدی
.
شهریورِ نود

/ 4 نظر / 10 بازدید
سالی

اینقدر وسعتش زیاده که قطعا دگمه هاش میپکه

شیرین

جهان به وسعت دل تنگی هاست؟

درخت

عالی بود سهیل! اجازه میدی لینکتو تو وبم بذارم؟