عشق منتشره

 

هیچ گاه نجسته ام تو را

به شهر

در میان عابران

هزاران هزار ره گذر خاموش

ولی ز خوابهای کودکی تا هنوز

وقتی به زبان رقص با من سخن می گویی

به این می اندیشم

چگونه آن همه چین را به جامه ی بلندت مدیریت می کنی؟

.

مردادِ نود

/ 4 نظر / 16 بازدید
سالی

خداییش رقص (البته از نوع حسابیش) خیلی حرفا داره ها!!! میخوام برم کلاس[پلک] مذیریت یاد بگیرم[نیشخند]

شیرین

کسی که مدیره رو خوب نبایدم تو شهر دنبالش بگردی منطقیه[چشمک]

ماه بان

تصویر زیبا.... نوشته زیبا. بسیار لذت بردیم.