کودکی مست

 

ازچه رو می گردی؟

لای این ماشینها

روی این کاشی ها

 

من بدنبال امید ی هستم

که نهادست میان دستم

کودکی مست به ناگه دیشب

 

کودکی مست! آنهم در شب؟

 

درمیان رویا

لای این ماشین ها

روی این کاشی ها

کودکی مست مرا مفتون کرد

که دیدم سویش

 و رساندم دستم به عصای دستش

 

کودکی مست! عصا در دستش؟

لحضه ای میرقصید، لحضه ای می گریید

پشت یک عینک مشکی مرامی بلعید

باعصایی در دست

لای این ماشین ها

روی این کاشی ها

....................

 ٢۵  دی  ٨۴

 

 

/ 3 نظر / 4 بازدید
...

وقتی مردم روی سنگ قبرم بنویسید: حداقل یه بار بیا که بتونم بگم آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ :(

راستین

آخی!ّ قدیما یه دوستی داشتیم که گه گداری یه سری به وبلاگ ما میزد. یادش به خیر

باران

گفتم بنویسم بلکه ستاره ات درخشید و جاری شد