برای نعل هایِ تق تقیِ مادیان



در حوالیِ شهر من
سقفی است، که مادیان های قهوه ای اش، آروزی پرواز دارند.
قشو می شوند، از صبح تا غروب
شاید بال بگشایند
شاید دوباره ای باشد.

می دانی!
با مادیان هایِ قهوه ای
با چشم هایِ خسته از افسارشان
می شود تا نزدیکی های افق رفت
تا حجله یِ خطوط موازی ریل، راهی نیست...
با این چند اسب بخار

/ 2 نظر / 26 بازدید
باران

حسش رو دوست دارم.. قشنگه

باران

حسش رو دوست دارم.. قشنگه